یادگیری مشارکتی و شیوه کاربرد آن در امر آموزش

رضا ابراهیمی – کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی

شهرستان خوی - زمستان 89

مقدمه

مقوله آموزش امری پیچیده، تعهد آور و تخصصی می باشد که می تواند با استفاده از شیوه های نوین تدریس به موضوعی لذت بخش برای معلم و دانش آموز تبدیل گردد. آنچه در ذیل آمده، خلاصه یکسال و نیم تلاش اینجانب برای نگارش پایان نامه دوره کارشناسی ارشد بوده که در ترکیب با تجربه بیست ساله خویش در امر تدریس به صورت مقاله ای چند صفحه ای در آمده است که در این مسیر لاجرم مجبور به حذف بسیاری از قسمتهای تئوریک آن گردیدم تا به صورت مجموعه ای عملی و کاربردی درآید. در اینجا قبل از شروع هر گونه توضیح بیشتر لازم می دانم که اولا متذکر گردم این شیوه تدریس می تواند تقریبا برای کلیه دروس در تمامی مقاطع کاربرد داشته باشد و ثانیا ازکلیه همکاران تقاضا نمایم در صورت داشتن هر گونه انتقاد ، پیشنهاد یا سوال در مورد این مقاله بطور حضوری یا از طریق تلفن و یا پیامک به شماره موبایل (09144624716) با نگارنده، تماس گرفته و راهنمایی های لازم را ابلاغ و یا دریافت نمایند. نگاه کلی به وضعیت کنونی امر تدریس در مدارس آنچه در مدارس ما فعلا رخ می دهد به اینگونه است که هر معلم در دوره راهنمایی و دبیرستان بطور میانگین مسئولیت تدریس 10 کلاس را به عهده دارد و تقریبا هر کلاس نیز حدود 30 دانش آموز را شامل می شود. بنابر این هر معلم وظیفه تدریس حدود 300 دانش آموز را در هر سال تحصیلی متقبل می گردد. نتیجه آنکه هر معلم اگر بخواهد در مسیر روند آموزش دانش آموزان خویش، آنان را مورد ارزیابی قرار دهد باید بطور میانگین حد اقل هر دو هفته یکبار امتحانی از دانش آموزان اخذ نماید و این به مفهوم به خانه بردن حداقل حدود 300 ورقه امتحانی هر دو هفته یکبار می باشد که بسیاری از همکاران طبعا توانایی اعمال چنین ارزشیابی را ندارند . از طرف دیگر ارزشیابی کم معادل است با بی خیالی دانش آموزان در مورد آن درس و ضعف دانش آموزان نتیجه حتمی آن خواهد بود وتازه همین امتحانات هم اگر اخذ شود، عده ای از دانش آموزان نمرات پایینی خوهند گرفت که این می تواند ناشی از تنبلی، کمی سواد و یا نا امیدی آنان از امر یادگیری باشد و همین اوراق امتحانی نیز نمی تواند دلیلی بر یادگیری پایا از سوی دانش آموزان باشد. وقتی معلم در کلاس تدریس می کند مطمئن نیست که از نفر اول تا آخر چند نفر و آنهم چه مقداراز مطالب درسی او را فرا گرفته اند و دانش آموزان نیز بواسطه ترس و استرس که از معلم و در کل از محیط آموزشی دارند در جواب این سوال معلم که" آیا مطالب گفته شده را فهمیدید" معمولا ترجیح می دهند که با تایید توسط سرشان و گفتن"بلی" مسئله را فیصله دهند و خود را از محیط اضطراب و استرس خارج نمایند. البته واقعیت این است که بیشترین درصد آموزش، در حین تدریس در کلاس رخ میدهد و این بخش مهمترین قسمت آموزش را تشکیل می دهد و مابین جلسات آموزشی، حد اکثر کاری را که دانش آموزان معمولا به عمل می آورند، انجام تکالیف محوله از سوی معلم است که آنهم با وجود این همه کتابهای راهنما در بازار معلوم است که به کجا ختم می شود. لذا دانش آموزان مابین این جلسه تا جلسه بعد چندان درگیر مطالب علمی مطرح شده از طرف معلم خویش نیستند.از طرف دیگر، معلم که تمام درس را خودش بیان کرده دچار خستگی مفرط می گردد که در جلسات آخر تدریس در هر روز، برای همه همکاران امری معمولی و عادی است.البته آنچه در بالا بیان شد ، تنها برای معلمینی است که 24 ساعت در هفته تدریس دارند در حالیکه بسیاری از همکاران تدرسیهای 36 ساعت تا 70 ساعت را نیز در طول هفته انجام می دهند که موضوعات فوق برای ایشان تشدید شده و عملا معلم را به یک دستگاه پخش صوت تبدیل می کند و در نتیجه امر تدریس و آموزش دچار اختلال می گردد و گاها موجب به خطر افتادن سلامت جسمی همکاران نیز می شود که موارد متعدد آن برای همگان مشهود است. شیوه های کلی آموزش

یک موسسه آموزشی که معمولا از آن به عنوان مدرسه نام برده می شود تنها مجموعه ای از ساختمانها، برنامه های درسی و تجهیزات موجود در آن نمی باشد. اگرچه این موارد مهم هستند ولی مهمترین و اساسی ترین موضوع در هر محیط آموزشی روابط حاکم وتعاملات مابین افراد حاضر در مدرسه می با شد. معمولا وقتی صحبت از از روابط حاکم بر محیط آموزشی به میان می اید، آنچه به ذهن خطورمی کند، روابطی همچون : روابط مدیر با معلمان و بر عکس، دانش آموزان با معلمان و بر عکس، دانش آموزان با مدیر و معاونان و بر عکس و دانش آموزان با مواد درسی ،می باشد. این در حالی است که یکی از مهمترین قسمتهای این روابط، تعاملاتی است که ما بین دانش آموزان با دانش آموزان رخ می دهد که از این قسمت می توان به عنوان بخش مورد غفلت واقع شده در امر آموزش نام برد. در حالیکه با استفاده از این روابط و هدفمند نمودن آن می توان تغییرات مفید شگرفی را در امر آموزش ایجاد نمود.اینک با توجه به این مطالب میتوان نگرش به شیوه های تدریس را در سه بخش کلی زیر تقسیم نمود.

1- یادگیری انفرادی 2- یادگیری رقابتی 3- یاد گیری مشارکتی

1- یادگیری انفرادی:(Individualistic learning ) در امر یادگیری انفرادی، هر دانش آموز به صورت یک جزیره منفرد و جدا از سایر دانش آموزان عمل می کند و به امر یادگیری می پردازد و سرنوشت آموزشی او ابدا هیچ ربطی با با سرنوشت همکلاسی خویش ندارد. قبول یا رد شدن( موفقیت یا شکست) او به خود او مرتبط است و سایر دانش آموزان سهمی در آن ندارند. معیار سنجش و ارزشیابی، رسیدن به یک سطح از نمره خاصی است که هر کس موفق به دریافت آن شود، توانسته آن مرحله درسی و آموزشی را بگذراند. این تقریباهمان شیوه ای است که در مدارس ما کاملا رواج داشته و معلمین با آن آشنایی کافی و دیرینه دارند. در جلسات امتحانی نیز هر دانش آموز مسئول نمره خویش است و معلم نیز نگهبان امتحانات آنهاست و عبارت مشهور" تقلب ممنوع" در این شیوه کاملا رایج است.

2- یادگیری رقابتی: ( (Competitive learning در این شیوه تدریس، معلم معمولا جایزه و هدفی را مشخص می کند و دانش آموزان برای رسیدن به آن هدف با یکدیگر رقابت می کنند. از ویژگیهای این روش این است که دانش آموزان از یاد دادن به یکدیگر اجتناب نموده و علیه همدیگر فعالیت می کنند و به اصطلاح پیروزی خویش را در شکست دیگری می دانند. در اینگونه کلاسها معمولا عده ای بی خیال می شوند زیرا می دانند که هیچوقت شانس برنده شدن در این رقابتها را ندارند و شور و شوق رقابت مابین عده معدودی به چشم می خورد. این در حالی است که رقابت هنگامی مستحسن است که در فرایند آموزش شخص با خودش رقابت کند و نه با دیگران، چرا که استعدادها متفاوت است و توانایی ها هم همینطور. در این شیوه نیز به هنگام ارزشیابی و امتحان، معلم به مثابه یک نگهبان ظاهر می شود و مراقب است تا دانش آموزان تقلب ننمایند.

3- یادگیری مشارکتی:((Cooperative learning تاریخچه این روش آموزشی و یادگیری تقریبا مساوی با طول تاریخ بشریت است. اولین مقاله علمی ارائه شده در این باره، به سال 1898 میلادی بر میگردد و از آن زمان تاکنون، صدها مقاله و کتب زیادی در مورد یادگیری مشارکتی منتشر شده و افراد زیادی در بسط و گسترش این شیوه تدریس، زحمات بسیاری را متحمل شده اند. پایه و اساس این شیوه تدریس بر اساس نظرات افرادی همچون پیاژه و وایگوتسکی می باشد که در حیطه روانشناسی کاملا شناخته شده اند. یادگیری مشارکتی را می توان اینگونه تعریف نمود: " انجام کار گروهی برای رسیدن به اهداف مشترک" . شیوه کار آسان و روان است، اینگونه که افراد کلاس به گروههای 4-6 نفره ( ترجیحا 5 نفره) تقسیم شده و برای رسیدن به اهداف مشترک با هم همکاری می نمایند. در این شیوه، رسیدن گروه به یک هدف خاص بر علایق شخصی اعضا گروه اولویت دارد و شعار مشهور آن عبارت است از " یا همه با هم شنا می کنیم یا همه با هم غرق می شویم". چون نتیجه برای کل گروه یکسان است پس اعضای گروه تقریبا از نظر امتیازگیری سرنوشت یکسانی دارند. گروه پنج نفره معمولا شامل یک دانش آموز زرنگ، دو دانش آموز متوسط و دو دانش آموز ضعیف می باشد. شیوه تشخیص توانایی علمی دانش آموزان را در این تقسیم بندی میتوان با انجام یک پیش آزمون ویا از طریق پرس و جو از سایر معلمین یا مدیر و معاونین مدرسه و یا بررسی معدل سال قبل دانش آموزان انجام داد. در نامگذاری گروهها اختیار را به دانش آموزان بدهید تا با انتخاب اسامی زیبا و دلخواه احساس تعلق بیشتری به گروه داشته باشند . در این شیوه طبعا دانش آموزان بصورت گروهی و دایره وار در کلاس می نشینند. هر گروه یک سرپرست دارد که معمولا همان دانش آموز زرنگ است وهر گروه یک رابط نیز باید داشته باشد که بهتر است از توانایی بیان خوبی برخوردار باشد. در اجرای این روش اولین وشاید مهمترین مشکلی که معلم با آن برخورد خواهد نمود مشکل فرهنگی است، به این مفهوم که عده ای از مدیران که به شیوه سنتی مدیریت می کنند از این شیوه تدریس استقبال نکرده و آن را بواسطه سر و صدای احتمالی که دارد پسند نمی کنند این در حالی است که سر وصدای کنترل شده، خود قسمتی از آموزش است. مدیران سنتی از کلاسهای پر سر و صدا وحشت دارند و کلاسهای با سکوت مطلق را می پسندند، این در حالی است که مدیران خوش فکرو تحصیلکرده و آشنا به مدیریت آموزشی، ارزش عالی این شیوه آموزشی را بخوبی می دانند. نکته دیگر آنکه معمولا اولیاء دانش آموزان نیز دوست ندارند که مثلا نمره یک دانش آموز ضعیف به نمره خوب فرزندشان سرایت بکند و آن را تقلیل دهد. به نظر می رسد بهتر است معلمی که شیوه فوق را می خواهد اعمال کند، با صحبت حضوری و یا نگارش توضیح کوتاه یک صفحه ای در مورد این روش و اثرات مفید آن و ارائه آن به مدیران و اولیاء ، می تواند جو منفی علیه این روش تدریس را خنثی نموده حتی حمایت های جدی آنان را جلب کند. البته این مشکلات معمولا حدود یک ماه و نیم پس از شروع سال تحصیلی بشدت کاهش می یابد و زیبایی و کارکرد و کاربرد عالی این شیوه تدریس نمایان خواهد گردید. از نتایج مفید این روش که مورد تایید و تاکید علمای آموزش است، میتوان به مواردی همچون دریافت بالا توسط دانش آموزان، روابط هدفمند و متعهدانه بین دانش آموزان، افزایش اعتماد به نفس دانش آموزان و روابط اجتماعی آنان به خصوص در مقوله ارتباط چهره به چهره، کاهش تقریبی استرس بین دانش آموزان در روند یادگیری خصوصا برای دانش آموزان متوسط و ضعیف، تعمیق یادگیری برای دانش آموزان، خصوصا دانش آموزان زرنگ، اشاره نمود. در این شیوه، معلم نقش رهبری کلی حرکت را بعهده دارد که این امر بسیار مهم است و اگر نتواند نقش خویش را به خوبی اعمال نماید شاید نتایج معکوس نیز حاصل گردد. در امر آموزش به این شیوه، معلم علاوه بر امر تدریس گاهی یک ناظر، گاهی یک مشاور و گاها به عنوان یک مشوق ایفای نقش می کند ودر یک نگاه کلی سعی دارد که روابط بین دانش آموزان را جهت افزایش توانایی های علمی و اجتماعی آنان گسترش دهد.

یک کلاس عملی

در این قسمت در نظر داریم چگونگی کارکرد یک کلاس عملی را به شیوه مشارکتی و بطور مختصر بیان نمائیم :

معلم وارد کلاس گردیده و دانش آموزان در گروههای خویش که قبلا مشخص شده ، نشسته اند .هر گروه پنج نفر بوده و دانش آموزان بصورت دایره در گروه خویش نشسته اند(میتوان در مواردی که بصورت میز تحریر است با جابجایی میز تحریرها گروه را تشکیل داد). لیست هرگروه با نام و اعضاء دردفتر کلاسی و در صفحه قبل از اسامی دانش آموزان که معمولا سفید است بصورت جداگانه نوشته شده ( البته هر معلم می تواند برای این مورد دفترچه جداگانه ای داشته باشد)،معلم قبلا به دانش آموزان نحوه عمل در این شیوه آموزش را توضیح داده و آشنایی مختصری به دانش آموزان ارائه نموده است. او همچنین گفته که هنگامی که دستم را بلند کردم به این معنی است که سروصدا زیاد است و سرگروهها باید گروهها را کمی آرامتر کنند . البته همانطور که گفته شد سروصدای هدفمند لازمه آموزش وبخصوص در این شیوه آموزشی است ونباید از آن واهمه داشت .

معلم ابتدا مطلب جدید را با نگاهی کوتاه به مطالب جلسات قبلی بیان میکند و به اصطلاح درس جدید را برای دانش آموزان به صورت مختصر تدریس می نماید . در حین این تدریس ، دانش آموزانی که پشت به معلم هستند می توانند با کمی جابجایی ، به سمت معلم برگردند . سپس معلم از گروهها میخواهد که در محدوده زمانی معینی که بسته به مورد تدریس میتواند متغیر باشد و بهتر است بیشتر از 15 دقیقه طول نکشد ، مطالب ارائه شده را از طریق کتابهای خویش و همچنین یادداشت های برداشت شده توسط دانش آموزان در درون گروه خویش مورد چالش و بحث و بررسی قرار دهند و در این بحث و بررسی دانش آموزان ضعیف با توضیحاتی که از طریق دانش آموزان قوی ارائه می گردد می توانند مطالب را یاد بگیرند .

در این مرحله که مرحله بسیار حساسی است ، دانش آموزان ضعیف بدون هیچگونه اضطراب و استرس مطالب را از دوستان خویش یاد می گیرند که این نوع آموزش به مقوله "آموزش از طریق دوست"

( peer teaching ) مشهور می باشد . در حین این قسمت از آموزش ، معلم ما بین گروهها گردش نموده و همچون یک مشاور ،راهنماییهای لازم را به گروهها ارائه داده، گرچه جواب هیچ سوالی را دقیقا بیان نمی کند. بهتر است که در این کلاسها حتما ساعت دیواری جهت اطلاع دانش آموزان موجود باشد . وقتی زمان مورد نظر به پایان رسید معلم بصورت تصادفی و اکثرا از میان دانش آموزان ضعیف یا متوسط هر گروه افرادی را صدا میکند که در پای تخته و یا همانطور نشسته در گروه خویش (که متناسب با ماده درسی ارائه شده میتواند متفاوت باشد) به سوالهای مطرح شده از طریق معلم جواب دهد و سپس نمره دریافت شده توسط هر دانش آمور را به کل گروه اعطاء می کند . در طول یک کلاس این فرایند ممکن است چندین بار تکرار شود و هرگروه دو یا سه نمره اخذ نمایند که بهتر است متوسط میانگین این دو سه نمره را به عنوان نمره آن گروه در آن جلسه محاسبه نمود . ضمنا بهتر است طوری طراحی گردد که دانش آموزی که نمره خوب اخذ کرده از طرف هم گروههای خویش مورد تشویق قرار گرفته و دانش آموزی که نمره ضعیف کسب نموده با دلخوری از طرف اعضای گروه خویش مواجه گردد و در این خصوص معلم بهتر است در مورد توبیخ و تشویق چندان دخالتی نکند ، البته از موارد افراطی نیز باید جلوگیری نمود . در پایان جلسه درس معلم میتواند تکالیفی را برای گروهها معین نماید که تا جلسه بعد بصورت اشتراکی باهم انجام داده و جلسه بعد معلم بصورت اتفاقی از یکی از اعضای گروه خواهد خواست که توضیحات مربوطه در مورد آن تکالیف را ارائه دهد. در این کلاس سرگروه میتواند هنگام تجزیه و تحلیل مطالب معلم در گروه خویش ، تقسیم کار نماید و عضو رابط نیز به هنگام برخورد به بن بست در گروه می تواند مشکل را با معلم در میان بگذارد .

در پایان کلاس آنچه رخ داده این است که دانش آموزان با کمترین استرس و اضطراب با مطالب درسی درگیر شده و چالش علمی بین آنان بوجود آمده است . از طرف دیگر دانش آموزان همگی دارای نمره در دفاتر کلاس شده اند و معلم نیز در محدوده زمانی که دانش آموزان به چالش علمی ما بین خودشان در گروه خویش پرداخته اند، دارای زمان استراحت نیز بوده است .

جلسه امتحان

معلم در اولین جلسه امتحان به دانش آموزان توضیح میدهد که امتحان بصورت گروهی انجام خواهد شد و هرگروه به تعداد اعضای گروه به اضافه یک برگ امتحانی بیشتر را دریافت خواهند کرد که آن برگه اضافی را به عنوان برگه امتحانی گروه به معلم در همان جلسه برگشت خواهند داد .

معلم همچنین می گوید که جلسه بعد هنگامی که ورقه های گروهها را با خود می آورد، دانش آموزان بصورت اتفاقی درهر گروه در مورد پاسخهای صحیح آن ورقه مورد سوال واقع خواهند شد و اگر همه اعضای گروه به سوالات پاسخ دادند نمره دریافتی برای اعضای گروه در دفتر ثبت می گردد وگرنه به تعداد هر سوالی که افراد گروه قادر به پاسخ نباشند از ورقه کل گروه کسر خواهد شد .

آنچه در اولین جلسه امتحان رخ خواهد داد اینگونه است که معمولا دانش آموزان زرنگ و متوسط ورقه امتحانی را می نویسند و احتمالا دانش آموزان تنبل بی خیالی کنند و در پایان اولین جلسه امتحان ، اعضای گروه احتمالا کاملا راضی باشند چون پنج نفره یک ورقه را نوشته اند . از طرف دیگر معلم به جای اینکه مثلا 30 برگ امتحانی را به خانه ببرد ، 5 یا 6 برگ امتحانی را با خود به خانه می برد که طبعا اصلاح آن آسان ، دقیق و در وقت اندک انجام خواهد شد که موجب تعدد امتحانات ماخوذه می گردد. معلم به دانش آموزان توصیه می کند که تا جلسه بعد ورقه های امتحانی را با هم بطور گروهی بررسی نمایند تا نمره آنان که احتمالا خیلی عالی خواهد بود، خراب نشود .

جلسه بعد از امتحان

معلم اعضای گروهها را به دور میز خویش فرا می خواند و یا شخصا به کنار هر گروه می رود و ورقه هر گروه را و نمره اخذ شده را به دانش آموزان نشان می دهد . این نمره معمولا خیلی خوب است . سپس از اعضای گروه به طور انفرادی از همان سوالات ورقه که درست نوشته اند پرسش به عمل می آورد که اگر دانش آموزان موفق به پاسخگویی شدند یعنی امر آموزش و یادگیری رخ داده و در فاصله دو جلسه محتویات این ورقه به هر طریق ممکن از دانش آموزان زرنگ به دانش آموزان تنبل انتقال یافته است و به اصطلاح معلم به هدف آموزشی خویش دست یافته است (دانش آموزان ما بین دو جلسه را برای معلم در مسیر آموزش مطلب علمی ارائه شده تلاش کرده اند ).

اما اگر تعدادی از اعضا ء نتوانستند به سوالات معلم جواب دهند نمره ورقه تقلیل پیدا می کند و ممکن است نمره 19 یا 20 به 11 یا 12 نیز تقلیل یابد که باز این نمره به عنوان نمره امتحانی برای گروه در نظر گرفته می شود . نتیجه این عمل اینست که دانش آموزانی که نمره را هدر داده اند از طرف دوستانشان مورد توبیخ قرار می گیرند و ادامه این روند موجب ایجاد یک کار گروهی با تعهد فراوان می گردد و در جلسات بعدی نمرات ورقه ها تغییرات کمتری را به خود خواهند دید یعنی اینکه آموزش و یادگیری بیشتر رخ خواهد داد .

نتیجه پایانی بازاینچنین است که سطح نمرات کلاسی و امتحانی معمولا متوسط به بالا می باشد و آموزش نیز با زحمت کمتری برای معلم و اضطراب کمتری برای دانش آموزان رخ داده است .

چند نکته مهم

- معلم از دانش آموزان بخواهد که در پایان ساعت ورزشی یا ساعات پرورشی و یا از طریق تلفن یا پیام کوتاه ورقه ها و مطالب درسی را مورد کنکاش قرار دهند تا موضوع عدم ارتباط ما بین دانش آموزان تقلیل یابد ضمنا این امر در مدارس شبانه روزی به بهترین شیوه قابل اجراست .

- اگر امتحان معمولی است دانش آموزان از کتاب یا جزوه استفاده نکنند ولی اگر سطح سوالات بالا باشد میتوانند در بعضی رشته ها از کتاب درسی خویش نیز استفاده نمایند .

- بهتر است معلم در طول هرترم (ترجیحا در اواخر ترم) یک مورد نیز امتحان انفرادی داشته باشد چرا که بالاخره طبق قانون دانش آموزان در پایان هر ترم به صورت انفرادی مورد ارزشیابی قرار خواهند گرفت .

- ممکن است دانش آموز زرنگی از کار در گروه اجتناب نماید که معلم می تواند با تشویق، او را ترغیب به کار در گروه نماید و اگر نشد بطور استثنایی از او انفرادی امتحان بگیرد و چون معمولا او زودتر به پایان حل ورقه خواهد رسید در بقیه ساعت امتحانی می توان از او به عنوان معلمیار به شرط اینکه فقط راهنمایی نماید و جواب سوالها را نگوید ، استفاده نمود (البته دانش آموزان زرنگ از اینکه سرپرست گروه باشند معمولا خوشنودند ).

- اگردانش آموزی تنبل بوده و در گروه کار نمی کند می توان با شیوه های همچون : توبیخ و نصیحت از طرف اعضای گروه خویش، صحبت توسط معلم، صحبت توسط مشاور، صحبت توسط مدیر و معاون ، صحبت با اولیای دانش آموز مشکل را حل نموده و او را به کار گروهی ترغیب نماید. اما در مرحله آخر میتوان او را از گروهها کنار گذاشته و با او انفرادی کار کرد که تبعات آن متوجه خود دانش آموز می گردد و معمولا پس از مدت کوتاهی او دوباره به گروه برمی گردد .

- این مقاله و نسخه انگلیسی آن در سایت دبیر خانه معین زبان انگلیسی خوی به آدرس www.khoyenglish.blogfa.com موجود می باشد.

- این شیوه تدریس با نکات ابتکاری، غنی تر میگردد مشروط بر آنکه مبتنی بر اصول علمی باشد.

- در پایان تعدادی از کتب و سایتهای مربوطه جهت مطالعه بیشتر ارائه می گردد.

منابع

Cohen, E. (1994). Restructuring the classroom: Conditions for productive small groups. Review of Educational Research, 64, 1-35. Retrieved August 1, 2007 http://journals.springer-ny.com

Deutsch, M. (1962). Cooperation and trust: Some theoretical notes. University of Nebraska Press.

Johnson, D.W., & Johnson, R. (1974). Instructional goal structure: Cooperative, competitive, or individualistic. Review of Educational Research, 44,213-240. Retrieved August 22, 2007 from

http://www.clcrc.com/pages/overviewpaper.html

Johnson, D. W., & Johnson, R. (1989). Cooperation and competition: theory and research. Edina, MN: Interaction Book Company.

Kagan, S. (1985). Cooperative learning resources for teachers. Riverside, CA: University of California at Riverside.

Nunan, D. (2001). Collaborative Learning and Teaching. Cambridge Univ. Press.

Pepitone, E. (1980). Children in cooperation and competition. Lexington,MA: Lexington Books.

Slavin, R. E. (1988). Cooperative learning and student achievement. In R. E. Slavin (Ed.), School and classroom organization. Hillsdale, NJ: Erlbaum.

Wood, p. (1995). Cooperative learning in college classrooms: Getting started. College Student Journal, 29, 458-459. Retrieved October 11, 2006 from

http://www.ed.gov/pubs/OR/ConsumerGuides/cooplear.html

رضا ابراهیمی – کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی

شهرستان خوی - زمستان 89

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 16:57  توسط گروه آموزشی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
کلینک پرسش و پاسخ (کلینیک مجازی)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
اردیبهشت 1392
اسفند 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
خرداد 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
آرشيو
آرشیو موضوعی
برنامه های گروه زبان انگلیسی استان آذربایجان غربی
سخنانی از معصومین(ع)
long stories
نظرات درباره ابهامات بخش پاسخ های تمرینات دروس
طرح درس
کلینیک مجازی پرسش و پاسخ
نمونه سوالات زبان 1 متوسطه
مطالب جالب برای یادگیری زبان
کارگاه آموزش مجازی طراحی سئوالات مفهومی و استاندار
زنگ تفريح
سخنان بزرگان
short stories
Idioms
نمونه سوالات زبان 2 متوسطه
تماس با ما
نمونه سوالات زبان انگلیسی 1و2 پیش دانشگاهی
مقالات
نمونه سوالات نهایی سوم دبیرستان به همراه پاسخ سوال
نظرات سرگروه های مناطق در موارد مختلف
پیوندها
گروه تكنولو‍ژي و گروههاي آموزشي آذربایجان غربی
دبیرخانه راهبری کشوری درس زبان انگلیسی استان اردبیل
English teachers and learners
وزارت آموزش و پرورش
سلام زبان
آموزش زبان انگلیسی - آموزش مجازی زبان انگلیسی
دایرکتوری سایتهای آموزشی
زبان آموزان
نکته های روزانه زبان
سامانه جامع مدیریت آموزش ویادگیری فرهنگیان
داستانهای زیبا
زبان انگلیسی اسوه علم
دفتر آموزش متوسطه نظری
دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی
آموزش فونتیک و استرس توسط کارتون
فهرست کتاب‌های مناسب «دوره‌ی متوسطه» برای معرفی در کتاب‌های درسی
مجلات رشد
مرکز سنجش آموزش و پرورش
سایرمطالب مرتبط با آموزش و پرورش ،معلمین،مشاوران، کلاس درس ، روش های تدریس و مدیریت
سازمان سنجش آموزش کشور
آموزش زبان از دبستان تا دانشگاه
گروه زبان انگلیسی متوسطه شهرستان اسد آباد
انجمن علمی زبان انگلیسی استان آذربایجان غربی
زبان انگلیسی راهنمایی سلماس
کلینک پرسش و پاسخ (کلینیک مجازی)
پیکوفایل
دبیرستان استعدادهای درخشان شهید بهشتی سلماس
خبرنامه آذرالتا
انجمن معلمان زبان انگلیسی آذربایحان غربی -آذرالتا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM